جایی میخواندم که در فرهگ سرزمینهای شمالی کلمات و واژگان بسیاری درباره برف و یخ گفته میشود. آنها برای حالتهای مختلف، اسامی گوناگونی دارند. این اتفاق تنها به آن سرزمین ها مربوط نمیشود در فرهنگ اعراب و بادیه نشینان نیز از این گونه اتفاقات زیاد پیش می آید. آنها کلمات گوناگونی را برای نسبت دادن به شتر دارند. از شتری که تازه متولد میشود تا نر و ماده و حالات گوناگون. آنها برای هرکدام کلمات متفاوتی استفاده می کنند.
بدیهی است، هر فرهنگی که با هر چیزی بیشتر در ارتباط است قاموس معتبرتر و کاملتری راجع به آن دارد و باز مشخص است که فقدان مسئله و پدیدهای در جامهای نشان از غیبت آن در میان افراد آن جامعه دارد. برای روشن تر شدن قضیه از مقدمه فاصله میگیرم و صریح تر میگویم.
از ابتدای راه اندازی سرزمین سینما هجمه های زیادی درباره یک عبارت نوشته شد. اینکه میگویم هجمه منظورم معنای اصلی این لغت است چون هر انتقادی که هم منتقدانه ذکر شود و هم دلسوزانه جای هیچ حرفی نمیگذارد جز عمل به آن. اما وقتی کار به هجمه و زیر سوال بردن برسد دیگر کاری نمیتوان کرد. دربالای سایت بخشی با عنوان نقد و بررسی ذکر شده است. دوستان زیادی اشاره بر این داشته اند که نوشته های شما نقد نیست و این که نام منتقد را بر خود بگذارید جفایی است در حق منتقدان حقیقی. (البته من این مفهوم را هم تعدیل کردم و هم مودبانه ذکر کردم چون در برخی از این گفته های دوستان چنین مشخصه هایی به چشم نمیخورد.)
لغت نقد در فرهنگ دهخدا، علاوه بر متضاد نسیه، به عنوان جدا کردن درم و دینار نیز ذکر شده است. جدا کردن زر و سیم (نقره) از یکدیگر نیز معنایی است که در فرهنگنامههای گوناگون در برابر واژه نقد آمده است. فرهنگ معین در برابر این کلمه نوشته است: جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. و باز دهخدا در لغتنامه اش آورده است که نقد به معنی عیب کلامی را آشکار کردن است.
نقد در زمینه های مختلف کاربرد های اساسی دارد و از مهم ترین آنها نقد آثار ادبی و هنری است، که در بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا به عنوان رشته دانشگاهی آموزش داده می شود. اما آیا نقد همیشه به معنای لغوی آن به کار میرود؟ یا اینکه امروزه و در عصر حاضر تنها نمادی از آن کلمه در بیشتر مواقع برای ما به جا مانده است.
با این معانی که در لغتنامه های گوناگون ذکر شد عملا این که نقد تنها به معنی لغوی آن مورد استفاده است غلط از آب در می آید. امروزه و خصوصا در زمینه نقد آثار هنری، منتقد به عنوان واسطهای بین اثر هنری و مخاطبان آن، عمل می کند. منتقد آگاه کسی است که تمام مفاهیم مورد نظر خالق اثر هنری را دریافته و با زبانی شاید ساده تر از زبانی که هنرمند در پی بیان آن بوده به گره گشایی برای مخاطب میپردازد و در این راه ذکر تمام و یا بخشی از داستان و یا دوباره خوانی آن اثر اجتناب ناپذیر است. اینکه در زمان پیگیری نقد تنها به دنبال راز گشایی های منتقد باشیم و بخواهیم کلام خود را در نوشتار منتقد بجوییم کاری بس عبث است که نه منتقد به آن گردن منهد و نه صاحب اثر هنری از آن خشنود خواهد بود.
پس با این اوصاف اگر در بالای سایت سرزمین سینما دیدیم که کلماتی به عنوان نقد و بررسی ذکر شده است باید بدانیم که نقد در دنیای ما از مفهوم اصلی خود فاصله گرفته هرچند که نقد پخته و استخوان دار هنوز در محافل ادبی و علمی رونق خاص خود را دارد اما در این سرزمین یعنی سرزمین سینما نه مخاطب عام سینما به دنبال آن است و نه نویسنده متن در پی اش.
اگر کمی به منتقدان امروز سینما نگاه کنیم میتوان خیلی ساده پی برد که آنها در پی نوشتن کلامی سنگین که درک آن نیازمند گذراندن پیش نیاز هایی است نیستند. نوشته های راجر ایبرت که در سرزمین سینما از او زیاد خواندهایم گواه این حرف است او در بیشتر نوشته هایش داستان فیلم را دستور کار خود قرار داده بطوریکه اگر کسی آن را با دقت نخواند گمان میکند که ایبرت تنها قصه را تعریف کرده است. این حرف در بررسی های براردینلی نیز هویداست که از نوشته های او به عنوان نقذهای اینترنتی یاد میشود. او موجز و گویا مینویسد نه در پی مانور دانش سینمایی خود است و نه به دنبال تنگ نظری.
نهایتا میرسیم به این مسئله که تا اینجای کار هیچگاه از نویسنده های حرفه ای در سایت استفاده نشده است و گردانندگان این سایت هم خود حرفهای نیستند همه آنها تنها در یک زمینه با یکدیگر مشترکند و آن زبان سینماست. هر کدام در پی پیشرفت و ترقی در این پهنه هنر هستند اما هیچکدام منتقد ریشه دار مجلات و روزنامه های چند صد ساله دنیا نیستند. پس اینجا نه جای ادعاست و نه جای خرده گرفتن به یکدیگر. ما از ایرادهایمان برای بهتر شدن استفاده می کنیم تا روزی که این زبان زیبا را بهتر از پیش درک کنیم.
شاید روزی برسد که ما نیز در فرهنگمان لغت های بسیار زیادی برای نقد و منتقد داشته باشیم تا هر گردی را گردو فرض نکینم.